خرید بک لینک

چرت و پرت های دختر بیکار

چرت و پرت های دختر بیکار

چرت و پرت های دختر بیکار

مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رسیدش چیزی یادداشت می‌کرد، سر رسیدش را بست و گفت: «هرچی می‌دووییم، بازم عقبیم.»

کسی جوابی نداد.

مرد دوباره خودش گفت: «همش داریم می‌دووییم، بازم هیچی.»
زنی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «خوش به حالتون

مرد پرسید: «چرا؟»
زن گفت: «پسر من شش سالشه ولی نمی‌تونه بدووه... هر کاری می‌کنیم نمی‌تونه.»

دیگر هیچ کدام حرف نزدیم.
به زن نگاه کردم، جوان بود...

نظر برای ارسال خوش به حالتون

چرت و پرت های دختر بیکار

چرت و پرت های دختر بیکار

چرت و پرت های دختر بیکار

  خوش به حالتون

نام:ستاره(*)
فاميل:*
شماره همراه:0915*******
علايق: چرت و پرت نويسي و ....
و .....

چرت و پرت های دختر بیکار

چرت و پرت های دختر بیکار

برچسب: نویسنده: tenesi تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:37

صفحه بندی